أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

70

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

ويرا در خواب ديد گفت چه ميگوئى در قرآن خواندن و هديه فرستادن جهت اموات گفت هيهات همچنين است خلاف آنچه ظن بردم يافتم . و يافعى گفته كه در يمن بعضى از ياران من وفات كرد و پس از وفات از بهر وى چيزى بهديه ميفرستادم بعد از آن بارى شخصى ويرا در خواب ديد كه سلام من برسان بفلان كس همچنانچه مرا هديه قرآن فرستادى ترا خدا جزاى خير دهاد و يافعى گفت كه شخصى از خويشان من وفات كرد و بعضى از خويشان او را در خواب ديدند كه بر تختى نشسته بود و ظرفى نزد وى نهاده بود و سرپوشى بر روى آن ظرف بود گفت سؤال كردم كه اين چيست در زير ظرف ( گفت ) هديه ايست كه پدر فرزندان دوش جهت من فرستاده است . چون بيدار شدم با شوهرش بگفتم گفت من دوش سورهء از قرآن خواندم و از بهر وى فرستادم مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد : شيخ صالح عارف علاء الدين الايجى « 246 » كه اعتماد بر قول او بود حكايت كرد كه بعضى از خويشان در خواب ديدم پس از مرگ و گفتم ثواب قُلْ هُوَ اللَّهُ بشما چون ميرسد گفت روح و راحت بما ميرسد همچون كسى كه در حمام گرم باشد و تشنگى بر وى غلبه كند ناگاه شخصى درآيد نيكو صورت و خوشبوى و با آن حسن صورت و سيرت در آن ظرف آب سرد در آن حمام گرم به آن تشنه دهد چگونه آن تشنه به آن بوى خوش و آب سرد مروح شود همچنين بهديه كه ميفرستند از سوره اخلاص بما ميرسد و مروح ميشويم و صاحب تجلى « 247 » در منامات آورده است كه زنى راهبه نام عابده چون بر موت مشرف شد در آن حالت كه خواست مرد گفت بار خدايا اى آنكس كه در حيات و ممات اعتماد من بر اوست مرا مخذول مگردان و چون بميرم مرا در قبر وحشت مده چون وفات كرد پسرى بود ويرا كه هر شب جمعه و روز جمعه بر سر قبر او ميرفت و سورهء از قرآن ميخواند و دعا ميكرد و آمرزش ميخواست . اين فرزند گفت شبى مادر در خواب

--> ( 246 ) - مد : علاء الدين يحيى ( از متن شد الازار براى تصحيح استفاده شد ) . ( 247 ) - مد : صاحب تجل . كتاب التجلى فى المنامات تأليف شيرويه بن شهردار ديلمى است ( حاشيه شد الازار ) .